تبليغاتX
آشنایی با تمدنهای جهان باستان - سیر تحول خطوط 4

در ميان ثلث نويسان قرن دهم و آغاز قرن يازدهم

 

خوشنويساني چون نصير منشي در گذشت 962 و حاجي

 

مقصود و بلبل شهنامخوان و محمد مومن و درويش شمس

 

شهرت دارند .

 

عبدالباغي تبريزي دانشمند و از خوشنويسان دوره صفوي و

 

استاد اقلام سته است او شاگرد علا بيگ تبريزي بود بجز

 

خوشنويسي او عارف و از حكماء دانسته اند كه شعر نيز مي

 

سرود و باغي تخلص مي كرد نوشته اند بسيار مهربان بود

 

درويش مشرب بود بيشتر عمر خود را در بغداد گذراند و

 

شهرت خوشنويسي او به گوش شاه عباس رسيد و چون به

 

روزگار شاه عباس اصفهان مركز تجمع هنرمندان بود و

 

هنرمندان خود رو به آنجا مي آوردند ولي عبدالباغي به

 

اصفهان نيامد شاه عباس او را به اصفهان فراخواند اما

 

عبدالباغي از پذيرفتن دعوت شاه خوداري كرد و بدستور شاه

 

عباس نوشتن كتيبه مسجد جامع بغداد را به او واگذاشتن و او

 

اين كار را به طريق مطلوب انجام داد و شاه عباس به هنگام بنا

 

مسجد شاه از او خواست به اصفهان بيايد وي در آغاز از اين

 

كار سرباز زد و چون وظيفه نوشتن كتيبه هاي مسجد را به او

 

گوش زد كردند به اصفهان آمد و كتيبه هاي طاق در مسجد و

 

صفه رو به قبله از كارهاي او است او به سال 1039 در

 

گذشت .

 

از خوشنويسان مشهور قرن 12- 11 قلم ثلث محمد ابراهيم

 

محمد صادق عبدالرحيم جزايري و صدها خوش نويس

 

ديگر كه جاي گفتگوي در مورد آنها نيست .

 

توقيع و رقاع

 

ابن نديم در كتاب خود به هنگام شرح ارقام موزون از قلم

رقاع نام مي برد و از متصرفات ثلث مي داند و مي گويد براي

 

نوشتن توقيعات بكار مي رود اين نوشته ابن نديم نشان مي دهد

 

كه به روزگار او اقلام توقيع و رقاع يكسان بوده اند اما خود او

 

در جاي ديگر رقاع را از متصرفات رياسي مي داند هرچند

 

بعضي از نويسندگان رقاع را از ابتكارات ابن مقله دانسته اند

 

سبب نامگذاري توقيع آن بود كه بيشتر خلفاء و وزراء براي

 

نوشتن بكار مي بردند بخصوص براي تائيد فرمان و دستورات

 

اداري ، توقيع مدت زيادي در ايران رواج نداشت در قواعد

 

نگارش تا حدي زيادي تابع ثلث بود مگر آنكه دور و گودي

 

حروف بيشتر و اندازه حروف كوچكتر بود و بزودي جاي

 

خود را به رقاع سپرد و به همين جهت آثار زيادي از اين قلم

 

در دست نيست قلم رقاع كه جايگزين توقيع گشت ريزتر و

 

لطيف تر از توقيع نوشته مي شد و. ميزان دور ان از توقيع بيشتر

 

بود و ويژگيهاي آن اين بود كه الفها مايل در آن نوشته مي شد

 

و از خوشنويسان اقلام توقيع و رقاع در سده هاي نخستين ،ابن

 

مقله ابولفضل خازن دينوري ابن بواب و ياقوت را مي

 

توان نام برد و از خوشنويسان اين دو قلم در سدة بعد يعني از

 

قرن 13-9 ابراهيم سلطان تيموري عبدال.. طباخ علاالدين

 

تبريزي محمد ابراهيم قمي احمد نيريزي محمد هاشم و

 

علي عسگر ارسنجاني را مي توان نام برد .

 

قلم نسخ  

 

واژه نسخ به معني باطل كردن و مجو كردن است و نام يكي از

 

اقلام ششگانه است نوشته اند كه نام نسخ را به اين سبب به آن

 

داده اند كه با رواج آن ديگر اقلام منسوخ گرديد و از آن پس

 

بيشتر قرآنها به اين قلم نوشته شد خط مردم حجاز در آغاز

 

داراي دو شيوة كتابت بود در يكي از اين شيوها كه دور و

 

انحناء بيشتر بود و براي كتابت معمولي بكار مي رفت مي توان

 

ريشه قلم نسخ را يافت و شيوه دوم ريشه قلم كوفي گرديد

 

خط نخستين حجازي شباهت بسياري با خطي دارد كه به خط

 

نسخ ناقص سده هاي نخستين هجري مشابه است و نويسندگان

 

تاريخ خط به آن نسخ و نسخي گفته اند نخستين آثار قلم نسخ

 

را مي توان بصورت كتيبه هاي منقول بر سنگ يا نوشته هاي

 

موجود بر پاپيروس و يا بر سكه ها ديد يكي از كهنه ترين

 

نمونه هاي اين قلم بر قطعات پاپيروس بدست آمده كه تاريخ

 

22 هجري دارد و از كاوشهاي شهر اهناس مصر بدست آمده

 

 

است و قطعات ديگري كه تاريخ سال 90 را دارد از پايه

 

گذاران مهم تحول نسخ ابن مقله بود كه اصلاحات اساسي را

 

در قواعد نسخ پديد آورد اين اصلاحات سبب گرديد كه

 

برخي از نويسندگان وي را واضع قلم نسخ بدانند اما اين امر

 

با واقعيت برابر نيست زيرا نسخ نخستين از همان آغاز گسترش

 

خط حجازي وجود داشته است بي شك انديشه اين تفكر كه

 

خط نسخ توانسته است جانشين ديگر اقلام گردد مربوط به

 

تحولي است كه ابن مقله در آن پديد آورده است و آنرا

 

بصورت خطي شايسته كتابت قرآن كريم ساخته قلم نسخ را از

 

نظر قواعد كتابت تابع ثلث است بنحوي كه گاهي آنرا ثلث

 

باريك يا باريك ثلث ناميده اند پس از ابن مقله دگرگوني

 

مهمي در قلم نسخ بوسيله ابن بواب انجام گرفت نوشته اند كه

 

ابن بواب چون ديد استادش ابن اسد كه از شاگردان ابن مقله

 

بود قلم نسخ را بشيوة نزديك به محقق مي نويسد او نيز ضمن

 

انجام اصلاحاتي در روش استاد خويش اين شيوه را پيروي

 

كرد اما بتدريج قلم نسخ بسوي قواعد ثلث گرايش يافت و

 

خوشنويسان بعدي پيرو اين سبك شدند و قلم نسخ كه ابن

 

بواب با وضع قانون نسبت نقطه و خط پديد آورده بود بعدها

 

براي چند قرن مورد پيروي خوشنويسان بود در فاصله مرگ

 

ابن بواب تا ظهور ياقوت خوشنويسان متعددي در قلم نسخ

 

پديد آمدند اما هيچ يك نقش مهمي در دگرگوني قلم نسخ

 

نداشتند .

 

اين قلم به روزگار ياقوت مستعصمي و شاگردانش تكامل

 

بيشتري يافت بطوريكه مي توان گفت آنچه كه نويسندگان

 

تاريخ خط در وصف قلم نسخ نوشته اند بعد از ظهور ياقوت

 

مي توان صادق باشند شيوه ياقوت در نسخ نويسي در سرزمين

 

هاي وسيع اسلامي ادامه يافت و هنوز نيز تقريباً همان شيوه در

 

بيشتر كشورهاي اسلامي مورد پيروي است اما در ايران به

 

سبب پيدايش قلم نستعليق در شيوه نسخ نويسي تحولي پديد

 

آمد ظهور نسخ نويسي مشهوري بنام احمد نيريزي در سدة 11

 

و آغاز سدة 12 هجري سبب پيدايش شيوة تازه در قلم نسخ

 

گرديد كه هم اكنون نيز ادامه دارد و چنان كه گفتيم با قلم

 

نستعليق بي ارتباط نيست .

 

آقا ابراهيم قمي : محمد ابراهيم بن محمد نصير قمي استاد

 

احمد نيريزي از خوشنويسان نامور عصر صفويه است كه همه

 

اقلام را خوش مي نوشت او در كتابت ثلث رقاع تعليق

 

شكسته و نستعليق توانا بود اما شهرت او بيشتر در كتابت قلم

 

نسخ است محمد ابراهيم قمي بسيار سريع مي نوشت گويند

 

سالي سه قران كتابت مي كرد و از دست مزد كتابت خويش

 

زندگي مرفعي را مي گذراند و مجرد بود و مردي سخاوتمند

 

بود و سال مرگ او را هيچكس ثبت نكرده است اما ظاهراً تا

 

سال 1119 هجري زنده بوده است .

 

احمد نيريزي : احمد بن شمس الدين محمد نيريزي درخشان

 

ترين چهرة خوشنويس در قلم نسخ در ايران بشمار مي آيد

 

وي قلم نسخ را بشيوه اي نوشت كه بعد از او كمتر كسي

 

توانسته است خود را به پاي وي برساند نسخ احمد نيريزي اوج

 

زيبايي اين قلم بشمار مي آيد استاد او در اين قلم محمد

 

ابراهيم قمي بوده است و خود او از آثار علاالدين تبريزي مق

 

بسيار كرده است نوشته اند در سال 1100 هجري به

 

دربارسلطان حسين در اصفهان آمد نزد وي مقامي بالا يافت و

 

مورد احترام و تشويق قرار گرفت و كمتر خوشنويسي را مي

 

شناسيم كه از زندگي مادي خود چون او بهره گرفته باشد

 

نوشته اند كه در طول زندگي اش تنها از بابت كتابت قران

 

كريم 60 هزار تومان صفوي اجرت ديافت كرده است احمد

 

نيريزي مردي وارسته و بخشنده بود گويند از درآمد خود به

 

مبلغ اندكي اكتفا مي كرده و بقيه را انفاق مي نموده او

 

خوشنويس پركار بوده و كمتر خوشنويسي را چون او مي

 

شناسيم كه گنجينه اي پر بها از آثار او برجا مانده باشد با اين

 

همه شهرت از زندگي او گاهي چنداني نداريم تاريخ تولد و

 

مرگش را هيچ كس ثبت نكرده است اما آنچه مسلم است تا

 

سال 1152 هجري زنده بوده است و اثاري از او در اين تاريخ

 

موجود است مرگ  او را 1155 نوشته اند كه چندان قابل

 

اعتماد نيست .

 

در طول سده دوازدهم و سيزدهم هجري نسخ نويسان متعددي

 

در ايران ظهور كردن كه آثار نشان مي دهد اين قلم در قرن

 

ياد شده از رونق و رواج برخوردار بوده است و هنرمنداني

 

چون محمد هاشم و عبدالعظيم نائيني زين العابدين محمد

 

صادق شيرازي عبدالحسين موسوي غلام علي احمد

 

وقار كه از آنان آثار درخور توجه اي باقي مانده است اين آثار

 

شامل قرآنهاي كريم و كتب دعا و كتب مذهبي است زيرا در

 

اين دوره بقيه كتب به قلم نستعليق كتابت مي شده است .

 

ابوالقاسم اصفهاني: ميرزا ابوالقاسم از نسخ نويسان مشهور نيمه

 

سده 12 و آغاز سده 13 هجري است از هنرمندان عصر فتحعلي

 

خان قاجار است در فن موسيقي معروف بوده و شعر مي سروده

 

و صفائي تخلص مي كرده و از نسخ نويسان نامور آغاز سده 13

 

است و مردي درويش منش و گوشه گير بود و از راه كتابت

 

زندگي مي كرد و تاريخ فوت او معلوم نيست اما تا سال 1234

 

هجري زنده بوده است .

 

احمد شاملو :ميرزا احمد بن محمد حسين شاملو از خوشنويسان

 

نامور ايران در سده 13 هجري است او همه اقلام را خوش مي

 

نوشت اما در نوشتن نسخ و نستعليق و شكسته استاد بود زنده ياد

 

دكتر مهدي بياني مي نويسد از وي در مجموعه خصوصي

 

دستخط عظيمي ديده ام كه جمله اقلام متداول اسلامي حتي

 

كوفي را در آن مشق كرده است و رقعه ها خط نستعليق آن به

 

قلم دو دانگ عالي است و چنين رقم دارد غلام عقيدت

 

احمد بن حسين شاملوي مشهدي 1222 ،شاملو به سال 1264

 

هجري در مشهد مقدس در گذشت .