تبليغاتX
آشنایی با تمدنهای جهان باستان - سیر تحول خطوط 5

و كوشش سرانجام در سده هشتم به نتيجه نهايي رسيد و نتيجه

 

آن پيدايش قلم نستعليق بود و اين قلم تازه ،آميزه اي از دو قلم

 

رايج پيشين در اقلام نسخ و تعليق بود و بزودي جايگزين اقلام

 

ديگر در خوشنويسي خط فارسي گرديد در آغاز آنرا نسخ

 

تعليق مي خواندن و سپس بصورت نستعليق درآمد جايگزين اين

 

قلم بجاي اقلام ديگر نشان مي دهد كه ايرانيان كوشش پيگير در

 

پديد آوردن خطي داشته اند كه ويژه خود آنان و مطابق ذوق و

 

سليقه آنها باشد و سرانجام نيز به اين كار موفق شدند قلم

 

نستعليق كه آنرا عروس خطوط اسلامي خواندند از ابتكارات

 

ايرانيان است و اين خط ظرافت و زيبايي با قوانين و قواعد

 

خوشنويسي با هم در آميخته است بيشتر تذكره نويسان ميرعلي

 

تبريزي را واضع اين قلم دانسته اند اما بررسي هاي بيشتر نشان

 

مي دهد كه پيش از تولد ميرعلي قلم نستعليق نخستين مراحل

 

پيدايش خود را آغاز كرده بود است در فصل گذشته گفتيم كه

 

نخستين نمونه هاي قلم تعليق را در پايان سده ششم و آغاز سده

 

هفتم مي توان مشاهده كرد و گفتيم كه اين قلم پايه قلم نستعليق

 

گرديد قلم نستعليق نيز مانند ديگر اقلام تا تكامل مدت طولاني

 

را پشت سر گذاشته است .

 

 

و اصولاً بايد گفت كه هر خطي براي پيدايش ناچار است كه

 

دوران طولاني را طي كند تا به مرحله رشد برسد همچنان كه

 

اقلام پيش از نستعليق نيز چنين مرحله اي را طي كرده اند بطور

 

مثال ميدانيم كه تا قرن پنجم و ششم خط كوفي ،خط رايج براي

 

كتابت قرآن كريم و كتيبه ها بود و حتي اشياء هنري نيز با خط

 

كوفي انجام مي گرفت و سپس اين خط جاي خود را به اقلام

 

ديگر داد و اقلام نيز بتدريج راه تكامل را طي كردند .

 

در تكامل قلم نستعليق به پيروي از قلم تعليق تاثير شيوة نگارش

 

خطوط قديمي ايران به حد محسوس قابل مشاهده است در نتيجه

 

مي توان گفت كه ايرانيان همواره بر آن بوده اند كه استقلال

 

فرهنگي خود را همچنان كه در زبان حفظ كرده بودند در خط

 

نيز حفظ كنند و قلم نستعليق حاصل اين تلاش پيگير مي باشد

 

مير علي تبريزي نخستين كسي است كه به قلم نستعليق سر و

 

سامان داد و آنرا تحت قاعده درآورد و از آن قلمي مسقل

 

ساخت پيروان او اين قلم را ترقي دادند و آنرا به پاية ديگر اقلام

 

رساندن تا جايي كه اين قلم يكتاز ميدان خوشنويسي شد و حتي

 

در مواردي برخلاف سنت قرآن كريم و كتيبه هاي مساجد را

 

به نستعليق نوشتن شمار خوشنويسان كه در اين قلم پيدا شدند از

 

نامور و گمنام به چندين هزار مي رسند .

 

مير علي تبريزي : مير علي سلطاني فرزند حسن اهل تبريز از

 

چهرهاي درخشان هنر خوشنويسي ايران به شمار مي آيد بيشتر

 

تذكره نويسان بر اين گمان هستند كه وي مبتكر قلم نستعليق

 

است و به همين جهت به او لقب واضع داده اند و شاگردانش نيز

 

همه جا او را با اين لقب يادكرده اند بطور مثال سلطان علي

 

مشهدي كه خود از بزرگان خوشنويسي قلم نستعليق است در

 

رسالة كه به شعر سروده در مورد او مي گويد:

 

نسخ تعليق گر خفي و جلي است   واضع الاصل خواجه مير علي است

 

با آنكه شواهد بسياري موجود است كه قلم نستعليق پيش از مير

 

علي تبريزي پديد آمده بود آنچه ترديد ناپذير است اين كه مير

 

علي به اين قلم روش داده و آنرا از ساير اقلام ششگانه امتياز

 

بخشيده است ميرعلي از معاصرين تيمور و فرزندش شاهرخ

 

است او را اديب و شاعر و حافظ دانسته اند و نوشته اند كه اقلام

 

مختلف را خوش مي نوشت. تذكره نويسان به او الغاب واضع

 

قدوه القطاب و ظهرين الدين داده اند جعفر بايسنقري كه شاگرد

 

مير عبدال.. پسر مير علي بوده او را واضع الاصل دانسته است از

 

مير علي آثار كمي باقي مانده و از آنچه مانده انتساب چند اثر

 

به مير علي بيشتر قابل اطمينان نيست اين آثار عبارتند از يك

 

مرقع دوازده رقعه اي مناجات حضرت علي با ترجمه فارسي در

 

كتابخانه پيشين سلطنتي يك نسخه كليات و يكي بوستان

 

سعدي در مجموعه هاي خصوصي و چند اثر ديگر منسوب به

 

مير علي وجود دارد كه همان گونه كه گفتيم بطور يقين نمي

 

توان از آن وي دانست و تنها خطي كه بدون ترديد مال اوست

 

 

قطعه اي است كه هم اكنون در موزه هنرهاي تزئيني تهران

 

نگهداري مي شود كه قبلاً به زنده ياد دكتر مهدي بياني تعلق

 

داشته و داراي قلم مير علي كاتب تبريزي است تاريخ فوت

 

ميرعلي را سال 850 هجري نوشته اند .

 

قلم نستعليق پس از مير علي بوسيله فرزندش مير عبدال.. و

 

پيروانش و شاگردانش بتدريج رو به تكامل نهاد خوشنويسان

 

متعددي كه در تكامل اين قلم نقش مهم بازي كرده اند و اين

 

قلم را به اوج كمال رسانده تا جايي كه به عروس خطوط

 

اسلامي مشهور گرديد و شيوه هاي متفاوتي در آن پديد آمد

 

شرح حال بعضي از اين خوشنويسان را به اختصار در اينجا

 

خواهيم گفت .

 

عبدالرحيم انيس : كه از خوارزم بوده خوشنويس و مصاحب

 

سلطان يعقوب آق قويونلو و به سبب همدم بودن با سلطان

 

يعقوب بيگ او را انيس خطاب كرد و او نيز به اين سبب انيس

 

تخلص مي كرد .

 

پدرش عبدالرحمن نيز خوشنويس بود و اين پدر و پسر در

 

نوشتن قلم نستعليق روش ويژه اي را ابداع كردند كه به روش

 

انيس معروف شد اين روش با آنكه مورد پسند خوشنويسان قرار

 

نگرفت ولي در غرب و جنوب ايران رواج داشت و حتي اثر آن

 

در شيوه كتابت خوشنويسان هند باقي ماند دو ويژگي اين خط

 

كشيدگي هاي بيش از حد معمول در حروف و دواير بزرگتر از

 

قاعده مي باشد اين روش همزمان با شيوه ديگري كه در شرق

 

ايران رواج داشت مدتي ادامه يافت و بعد منسوخ گرديد تاريخ

 

فوت انيس روشن نيست اما تا مدتي پس از مرگ سلطان يعقوب

 

902 هجري زنده بوده است .

 

سلطان علي مشهدي :سلطان علي مشهدي ملقب به قبلة الكتاب

 

يكي از نامور ترين خوشنويسان قلم نستعليق در سده نهم و آغاز

 

سده دهم هجري است در ميان خوشنويسان نستعليق هيچكس

 

به اندازه او در دوران زندگي خود كسب شهرت نكرده است و

 

او بسيار جوان بود كه به خوشنويسي شهرت يافت گفتيم كه او

 

رساله اي به شعر در خوشنويسي دارد و در آن از مير علي به

 

عنوان واضع خط نستعليق ذكر كرده است و بخشي از زندگي

 

خود را نيز به شعر در آن آورده است ابياتي از اين اشعار به شرح

 

ذيل است :

 

از جواني بُودي به خط ميلم    عشق خط رانده از مژه سيلم

 

سلطان علي مدتي از عمر را در دربار سلطان حسين بايقرا

 

گذراند و پس از مرگ او به مشهد بازگشت و به سال 926

 

هجري در 85 سالگي در مشهد درگذشت .

 

سلطان محمد خندان :از شاگردان سلطانعلي مشهدي و از

 

خوشنويسان نامور خراسان است وي هنرمندي بي قيد و تكليف

 

بود و با ظرافت طبع و از فرط انبساط وي را خندان لقب داده اند

 

بعضي ها مانند خواند مير نوشته است از نشئه جنون خالي

 

نبود .بعضي ديگر مانند اميرعلي شير نوايي (آخرين وزير

 

تيموري ) گويد :كه خود را به ديوانگي منسوب مي دانسته

 

است . نويسندة رسالة" ريحان نستعليق" نوشته است كه استادش

 

سلطان علي هرگاه خط او را مي ديد كه نام خود را بر آن نوشته

 

مي فرمود خط ديوانة ماست .و به اسم خود ،مزين مي نمود .

 

وي بخشي از زندگي خود را در هرات گذراند شعر نيز مي

 

سرود و در قطعه نويسي بي مانند بود سلطان خندان تا سال 1930

 

زنده بوده است .

 

خوشنويسان نامداري چون :محمد حسن باخزري شيرازي

 

محمد قاسم شادي شاه از شاگردان او بودند .

 

سلطان محمد نور ال.. معروف به سلطان محمد نور :برترين

 

شاگرد مكتب سلطان علي مشهدي و از مشاهير خوشنويسان

 

نستعليق است وي به روزگار خود شهرت بسيار يافت و در

 

هرات مي زيست سلطان محمد چنان مورد توجه استاد خويش

 

بود كه وي را فرزند مي خواند و اين سبب لغزش بعضي از

 

پژوهندگان گرديده بود كه او را فرزند سلطان علي بشمار مي

 

آوردند وي در كتابت خفي در درجه استادي بود شعر نيز مي

 

سرود او بسيار سريع القلم بود گويند روزي 600 بيت كتابت مي

 

كرد تاريخ درگذشت او معلوم نيست و احتمالاً 1940 درگذشته

 

است .

 

مير علي هروي : از سادات حسيني هرات بود كه به سبب اقامت

 

در مشهد مقدس او را مشهدي نيز ناميده اند وي به سبب پيوستن

 

به دربار سلطان حسين ميرزا بايقرا سلطاني و كاتب سلطاني رقم

 

مي كرد مير علي در هرات بدنيا آمد در همان شهر به كسب

 

دانش و هنر پرداخت و تا سال 911 هجري نيز در هرات مي

 

زيست پس از آن به تناسب در مشهد و هرات زندگي مي كرد و

 

پس از هجوم عبيدخان ازبك به هرات 935 بوسيله او به بخارا

 

منتقل گرديد از اين زمان دوري از وطن ،زندگي مير علي را با

 

غمي سنگين درآميخت نمونه هايي از شعر و خط او در دست

 

است كه اندوه دوري از دربار و كسان را به خوبي در آن مي

 

توان ديد قطعه خطي از او بر جاست كه حاوي اشعار زير است .

 

 

عمري از مشق دوتا بود قلم همچون چنگ   

 

                                     تا بخط من درويش بدين قانون شد

 

طالب همه شاهان جهانند و مرا در بخارا

 

                                            جگر از بهر معيشت خون شد

 

سوخت از غصه جگرم چكنم چون نسازم

 

 

                                    كه مرا نيست از اين شهر ره بيرون شد

 

اين بلا به سرم از حسن خط آمد امروز

 

                                     وه كه خط سلسله پاي من مجنون شد

 

با همه كوشش كه مير علي كرد هرگز نتوانست اجازه بازگشت

 

به ديار خود بيابد و سرانجام به سال 951 در بخارا درگذشت

 

ميرعلي را جمعي شاگرد ،زين الدين محمود و برخي شاگرد

 

مستقيم سلطان علي مشهدي دانسته اند اما استادي زين الدين

 

محمود و ميرعلي مسلم است داوري تذكره نويسان درباره شيوه

 

نگارش ميرعلي نه تنها گوناگون بلكه متضاد است .خواند مير در

 

وصف او مي نويسد :ميرعلي بسيار مشهور است و در خط

 

نستعليق سرآمد خوشنويسان ،مير احمد منشي قمي مي نويسد :

 

ميرعلي از سادات عظام حسيني دارالسلطنه هرات است در هرات

 

گوي س