تبليغاتX
آشنایی با تمدنهای جهان باستان

رُنسانس و مفهوم لغوي رنسانس :

 

از كلمة فرانسوي گرفته شده يعني تولدي ديگر ،نوزايي ،شكوفايي و

 

برگشت به گذشته .از نظر ديگر به معني تحول و دگرگوني كه از

 

قرن 15 اغاز شد و از ايتاليا و اين دگرگوني در فرهنگ و هنر بود و

 

در اوج خود تا پايان قرن 16 ادامه پيدا كرد و حتي تا نيمه اول قرن

 

17 نيز ادامه داشت .مكانش در ايتاليا و در فلورانس بوده است بعضي

 

ها اين دوره را دورة روشنگري مي نامند كه شروعش از ايتالياست

 

در خود ايتاليا و يونان و روم را داريم كه در يونان و روم هنر و

 

ادبيات در اوج خود بوده است روم وارث هنر يونان است هنر و

 

تمدن روم به قرون وسطي و يا به مسيحيت مي رسد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 10:45 |

 

خارج آن و مخصوصاً هنگام نقاشي دير و كليساها بر سر

 

دو راهي بود كه مثلاً موضوعات چگونه باشد كه مطابقت كند و

 

چگونگي نمايش اثر در محل بخصوص در اماكن مذهبي و نيز

 

نشان دادن شخصيت طره ،دلايل مشكلات كه جامعه شخصيت

 

و انسانها و ارزشهاي آنرا ارزش قائل مي شود ولي مذهب

 

بشريت را مي كوبيد (مثلاًاگر مي خواستند تصويري از بابل

 

بكشد بايد فضا و لباس و ان محيط را ترسيم كند و چگونه آنرا

 

ترسيم كنئ در محيط فلورانس مثلاً پيكرك آزاد و برهنه يك

 

زن را چگونه نقاشي كند و عكس العمل مذهب چيست

 

ولي اكثر هنرمندان اين خالت مذهبي را داشتند ولي تعدادي  اين

 

تكروي را داشتند و از كليسا فراتر مي رفتند و اينها را ما معرفي

 

مي كنيم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اولين هنرمند فرا آنجليكو-  مازاتچو- جيواني-  دي پيترو كه او

 

روحاني و مذهبي است و مي گويد انسان نمودي از خداوند

 

است و نه موجوي پست و پايين .

 

مازاتچو در سال 1401 كه مطالعات زيادي در سايه روشن انجام

 

داد و در كالبد شناسي نيز دست داشت و قواعد موضوعات را

 

توانست تنظيم كند و براي اولين بار عريان نشان دادن انسان

 

است و آدم حوا را عريان نشان مي دهد كه از بهشت رانده

 

شده است و همه حالت شرقي دارد و او سعي كرد كه در فرد

 

تكيه كند و تصوير حضرت مريم را ترسيم كرد و يك موضوع

 

تركيبي را نشان مي دهد كه حضرت عيسي  ويارانش وارد شهر

 

مي شود كه جلو آنها را مي گيرند .

 

بحث در مورد هنر و نقاشي در آغاز قرن و شكل گيري آن :

 

هنرمندان در اين دوره از طرف درباران و بخصوص خانواده

 

مديچي طرفداري مي شدند و موضوع نيز مذهبي است هرچند

 

نقاشي ها و نقش برجسته هاي كوچك غير مذهبي نيز ديده

 

شده است برگزاري جشن هاي متعدد كه صورت مي گرفت 0

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:17 |

بين النهرين تاريخي            

 

ميان دو آب كه در انگليسي مسيوپوتاميا عبارتند از دره اي است كه

  

بين دو رودخانه دجله و فرات واقع شده است ا‌ِ فرات E uphrat 

 

امروزه تقريباً اين محل كشور عراق ناميده مي شود كه در سال 1917

 

ميلادي زماني كه انگليس اين قسمت را از متصرفات دولت عثماني را

 

متصرف شدند بوجود آمد و در دوره هخامنشي جزءايران بوده است و

 

رودخانه هاي دجله و فرات چه در قديم و چه اكنون رگ حياتي اين

 

كشور را تشكيل مي دهند كه از كوههاي توروس در تركيه سرچشمه

 

مي گيرند و فرات پس از عبور از تركيه و سوريه وارد كشور عراق شده

 

و سپس در جنوب با دجله يكي شده و رودخانه اروند را تشكيل مي

 

دهد و  وارد خليج فارس مي شود دجله از جنوب شرقي كوههاي

 

توروس سرچشمه مي گيرد و بهد ار آبياري جنوب خاوري تركيه وارد

 

كشور عراق مي شود .

 

رودخانه ديگري كه از كوههاي باختري ايران سرچشمه مي گيرند

 

به نامهاي زاب بزرگ و كوچك است كه در كردستان عراق

 

نزديك موصل به دجله مي پيوندند.

 

يكي ديگر از رودخانه ها دياله در نزديكي هاي سامره يسوي غرب

 

سرازير شده و به فرات مي ريزد و رودخانه كرخه در نزديكي عماره

 

در محلي بنام قرنه در نزديكي بصره با فرات يكي مي شود رودخانه

 

اي كه از پيوستن دجله و فرات بوجود مي آيد اروند رود بزرگ

 

ناميده مي شود .

 

ما بانام دجله براي اولين بار در تاريخ در كتيبه داريوش در كوه

 

بيستون آشنا مي شويم داريوش در آن كتيبه مي گويد سپاهان را بر

 

شترها سوار كرده اند و از دجله گذشته اند نام دجله در اين سنگ

 

نوشته Tigra تيگرا بكار رفته است كه در عربي به آن Tigre و در

 

فرانسه به معني ببر بوده است كه از زبان ايراني گرفته شده است .

 

 

كلمه پارسي Tigra را يونانيان با افزودن S به آخر آن بصورت

 

Tigris در آورده اند و اين نام به ديگر زبانهاي نوين اروپايي راه

 

يافته است و به معني پلنگ نيز بكار برده مي شود واژه فارسي باستان

 

Tigra در اوستا Thgra و در سانسكريت Tig تيج ناميده مي شود

 

كه به معناي تند و تيز و سرلشكر است اين واژه پارسي حتي وارد

 

زبان بابلي گشته و حرف T به D و حرف R به L تبديل شده است

 

و كلمه digla  بوجود آمده و كم كم به عربي Diglat ديخلت و

 

سپس تبديل به دجله شد .

 

منطقه بين النهرين كه قسمت اعظم آن را عراق در بر دارد از لحاظ

 

اقتصادي وابسته به اين رودخانه ها مي باشد .در بين النهرين جنوب

 

،ميان دو رودان از زمستانهاي ملايم برخوردار است و براي همين در

 

آنجا درخت خرما بطور طبيعي رويش مي كنند و در شمال

 

زمستانهاي سرد و شبهاي يخبندان دارد .در سوريه فعلي گاهي برف

 

مي بارد و در اين منطقه درخت خرما رشد نمي كند ولي درختان

 

انگور و ميوه هاي ديگر فراوان است از نظر باستانشناسي شواهدي

 

نداريم كه ثابت كند آب و هواي اين منطقه تغيير حاصل كرده و در

 

قديم بمانند حال آب و هوا خشك و گياهان و حيوانات موجود

 

بمانند حيوانات و گياهان در زمان قديم هستند .

 

 

در اين منطقه در اثر نبود منابع طبيعي مجبور بوده اند كه مواد اوليه

 

مانند سيلكس و سنگ چخماق و آتش زني و سنگهاي قيمتي و

 

فلزات و حتي الوار را نيز از خارج از منطقه خود وارد كنند و اين

 

شرايط محيط زيستي موجب گرديده كه ساكنين آن سيستم تجاري

 

و صنعتي خود را رشد دهند و براي واردات راههاي آبي اين كشور

 

از جهت حمل و نقل از اهميت شاياني برخوردار بوده است از نظر

 

جغرافيايي ميان دورود كشور محدود و محصوري نيست در طول

 

2000 سال نتوانسته دروازه هاي كشورش را برروي خارجي ها ببندد

 

و در شرق دجله دره هاي زاگرس و فلات ايران و در بالا كردستان

 

و ارمنستان قرار دارند كه تا اندازه اي حاصلخيز بوده و زندگي

 

ملتهاي مستقر در آنجا را مي توان به آساني از نظر مواد غذايي تامين

 

نمايد ميان دو رود در دوران تاريخي خود بوسيله نبود سدهاي

 

طبيعي مورد تاخت و تاز قرار مي گرفت و از شرق ايلاميها و گوتي

 

ها و از شمال هيتيت ها و آشوريها و از غرب بيابانگردان جنگجو كه

 

با خشكسالي متوالي مورد تهديد قرار مي گرفتند به طرف مكانهاي

 

آبياري شده هجوم مي آوردند .

 

اولين مدرسه سومري

 

باستانشناسان در اروك به هزاران اسناد سومري دست يافتند كه به

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:37 |

جنوبي اين بر آمدگي خيلي زياد است در دوره آكاديها و سومر

 

نوين آجر شكل صاف پيدا مي كند وقتي كه آجري بر آمدگي

 

داشته باشد بر روي بر آمدگي آثار انگشت شصت يا شهادت و

 

شصت با هم قرار دارد نمونه اولي را ما در دوره اورناشه مي

 

بينيم(لاگاش ) و نمونه دومي را در دوره آنت منا كه بجاي اآناتوم

 

مي نشيند و شايد پسرش باشد (جام آنت منا كه عقاب در حال حمله

 

است) .

 

آجرهايي كه در معماري لاگاش بكار رفته عبارتند از 19 در 31

 

دوره اآناتوم 31 در 22 و 34 در 24 دورة آنت منا تعدادي از آجرها

 

داراي نوشته هستند كه بوسيله دست نوشته شده اند يا مهر زده شده

 

نوشته ها بمانند آجر "گودآ" كم و بيش طويل هستند .

 

لاگاش و گودآ  - سلسله سوم اور  -  لارسا )

 

آجر گودآ در 7 يا 12 ستون نوشته شده است در ماري آجرهايي از

 

پادشاه ماري در 157 ستون نوشته شده بدست آمده است (اين

 

آجرها ما را با سازنده بنا و نام ساختمان آشنا مي سازد و مدلهاي

 

اوليه آجر، براي مثال در ماري 4 گوش و مستطيلي شكل بوده است

 

سپس در دوره سومريهاي نوين آجر يك شكل منظم پيدا مي كند و

 

اندازه هايشان نسبت به مورد مصرفشان حساب شده اند كه مي شود

 

به اندازه كوچك و بزرگ 5/31 در 5/31 در 5/5 و يا 32 در 32 در

 

6 و يا 47 در 47 در 7  اين اندازه ها نمايانگر آجرهاي چهار گوش

 

است كه ديوارچيني را راحت مي كرده است و آجر در ابتداء خيلي

 

كم در بناها مورد استفاده قرار مي گرفت و به علت كمي مواد

 

سوختي و در اندازه 10 در 30 يا 15 در 6 بوده است

 

قبرستان شاهي اور : در دوران سلسله هاي عتيق يك (آغاز سلسله

 

هاي اول )ما به يك دسته محدود آرامگاه بر مي خوريم كه از نظر

 

شكل و مراسم دفن و كفن ويژه مي توان آن را آرامگاههاي شاهي

 

نامگذاري كرد در دوران سلسله هاي عتيق افراد عادي بصورت جمع

 

شده در گودالهاي ساده يا در گور كوچكي از آجر با سقف طاقي

 

دفن مي شدند بدن آنها غالباً در يك حصير پيچيده شده و گاهي

 

اوقات در تابوت و ظروف سفالي با خمره بزرگ دفن شده اند در

 

چند شهر حداقل در بعضي از دورانها اين روش بوده است در كيش

 

براي نمونه در دوران سلسله هاي عتيق مردها در زير خانه ها دفن مي

 

شده اند نوعس سنت دفن كه در تمام دوران پيش از تاريخ و بعد از

 

آن مرسوم بوده است حفاري در بين نهرين وجود قبرستانها را در

 

داخل حصار شهر يا خارج از حصار شهر كه در ظاهر در محوطه

 

هاي باز نشان داده است قبور تماماً بوسيله ظروفي مزين شده اند كه

 

بطور حتم داراي مواد غذايي و آشاميدني بوده است ،دست افزارها با

 

اسلحه فلزي بر عكس در قبور اشخاص عادي كم پيدا مي شود تا

 

دوران سلسله هاي عتيق سوم آرامگاههاي شاهي بطور كلي باقبور

 

اشخاص عادي از نظر مراسم كفن و دفن و اشياء موجود فرق نمي

 

كند سه تا آرامگاه بزرگ در زير معبد ايشتار در ماري كه از تخت

 

سنگهاي بزرگ بطريقي ساخته شده اند كه تشكيل يك طاق را مي

 

دهند هر سه تا مورد تهاجم دزدها قرار گرفته اند ولي در يكي از

 

قبرها به شماره 300 اشيايي بجا مانده كه مي توان از روي آنها تاريخ

 

و مراسم دفن را مشخص نمود اتاق طاقدار به درازاي 5/6 و پهناي

 

5/2 و به ارتفاع 60/1 متر هنوز داراي سفالهايي بشكل سفالهاي آغاز

 

سلسله هاي اول داشته همانطور قطعات يم اسكلت كه در گردن آن

 

دو تا سنجاق بزرگ مس فرو كرده اند اين اسكلت متعلق به صاحب

 

قبر نيست بلكه يك خدمتكار كه در موقع مراسم دفن كشته شده

 

بود .جواهرات طلايي  و نقره اي و لاجوردي و ظروف و يك آئينه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:35 |