تبليغاتX
آشنایی با تمدنهای جهان باستان


هندوستان

 

هند کشوری است که باما قرابت زبانی و اسطوره ای دارد و کشوری باستانی

 

است که قبل ازورود آریائیها قوم قدیمی در آنجا زندگی می کرده اند و

 

ساکنین نخستین آن دراویدی ها بوده اند که ما متاسفانه چیزی زیادی درباره آنها

 

نمی دانیم و اطلاعات ما درباره آنها محدود می باشد به اعتقادات هندیهای

 

متاخرکه در آنجا زندگی می کرده اند.

 

آریائیها در حدود 2000 سال ق م ازسرزمینهای خودشان به سوی مکانهای

 

جدید کوچ کرده اند ودر قسمتی از اروپا و آسیا ساکن شدند و اریه بمعنی

 

آزاده و شریف در کلمۀ ایران وایرلند می باشد سرزمیت اصلی این قوم

 

دقیقاًمعلوم نیست ولی به عقیده بیشتر پژوهشگران می توان گفت که استپ های

 

در جنوب روسیه ازترکستان تا رودهای سیحون و جیحون و سرزمینهای شمال

 

دریای خزر و دریای سیاه می باشد واحتمالاًعلت کوچ آنها یکی حمله اقوام

 

زرد پوست ازناحیه شمال به آنها و دیگری جمعیت زیاد و سرمای طاقت فرسا

 

که در آنجا مستقر شده و آنها را وادار به حرکت به قسمت جنوبی تر نمود و

 

آنها در منطقه قفقاز به دو دسته تقسیم میشوند که قسمتی به ایران و هندوستان

 

می آیند و دسته دیگر ازآسیای صغیر به اروپا می روند دسته اول نیز به دودسته

 

دیگر تقسیم شده و یک گروه از دره سند و پنجاب به طرف هندوستان رفته 

 

ودسته  دیگر به جنوب و غرب ایران می روند و به طور کلی قوم مهاجم با

 

بومیان رفتار غالب و مغلوب دارند و برسر مسائل اعتقادی و مالی و بدست

 

آوردن زمین برای دامها و کشاورزی و سکونت با یکدیگر درگیر میشوند و

 

دراویدها نیزازاین قانون مستثناء نمی باشند و جنگهای زیادی بین مهاجرین و

 

ساکنین بومی بوجود می آید و در نتیجه سیستم کاستی (طبقاتی) بوجود می آید

 

و رئیس هر قبیله" راجه" نامیده می شود و یک مقام موروثی میباشد وبعد از آن

 

روحانیون و سپاهیان و دهقانان و کشاورزان و شبانان می باشند در هر خانواده

 

رئیسی بوده است که به آن" پیتر " و به زن خانواده"ماتر" می گفته اند.

 

دعا و وردها و اسطوره  دراویدی ها در کتاب "ودا"که یکی از معروفترین

 

کتابهای دنیا  است  و به زبان سانسکریت نوشته شده است می باشد. این کتاب

 

با کتاب اوستا حالت خواهری دارند و با هم بسیار نزدیک می باشند و هردو نیز

 

بسیار قدیمی می باشند .وبه همین دلیل اساطیر هند و ایرانی فوق العاده به هم

 

نزدیک می باشند . کتاب ودا دارای چهار قسمت میباشد که عبارتند از 1-

 

ریگ ودا که با گاهان اوستا نزدیکی دارد و نزدیک به هزار سروده درباره

 

خدایان دارد . 2- سامه ودا که شامل شعرهای موزونی است که برهمنها در

 

موقع قربانی و نیاز می خوانند 3- یه کور (یاجور ) که نثر است و دعاهایی که

 

در ریگ ودا آمده تکمیل میکند 4- اتروه ودا که مشتمل است به جادوگری و

 

وردهای قدیمی و از ترسو شهوت و نفرت ودردهای جسمانی صحبت می کند

 

و دواهایی می دهد که ازنظر طب قدیم جالب است .

 

خدایان هند

 

دیائوس پیتر که خدای بزرگی  است و خدای پدر و در آسمان میباشد ؛

 

خدایان در هند نیز حالت طبقاتی دارند و به سه طبقه تقسیم میشوند 1- خدایان

 

فرمانروا که سلطنت و حکومت را در دست دارند  2- خدایان جنگجوکه

 

خدایای لشکریان می باشند  3- مظاهر طبیعت که خدای کشاورزان می باشند.

 

در راس خدایان فرمانروا خدای ورونه  که خدایی است بزرگ و با قدرت و در

 

ابتداءخدای گنبد آسمان بود و بعد خدای نظم  میشود و او گناهان را فاش کرده

 

و کسی که کناه می کند باید از او طلب آمرزش کند او مانند شاه و جادوگر

 

سنگدل و بی رحم است و گناهکار را با زنجیر های نامرئی می بندد و با

 

دردهایی آنها را میکشد و گاهی قربانیانسان طلب می کند و خورشید را میپاید

 

که نیفتد و راهی برای او باز می کند که از آن بگذرد و او در هند مثل ا

 

اهورامزدا درایران مدیائوس در سنسکریت، خدای آسمان است (از ریشة دیو =

 

تابیدن، نور افشاندن) (هیستینگز، ذیل دین آریاییان). نام دیگر خدای آسمان نزد

 

آریاییان کهن، وَرونه (نزد یونانیان، اورانوس ) ی باشد.

 

میتره

 

یکی از شریکهای " ورونه" است  واو بر پیمانها نظارت می کند ودوستی و

 

محبت نیزمعنی می دهدواز خدایان بسیار قدیمی است .

 

رتا

 

ایزد نظم وترتیب است و برحسب دستور اوست که روزو شب و فصلها به دنبال

 

هم راه خود را می روند و خورشید مسیر خود را می پیماید و مسیر زندگی انسان

 

و نظم موجود در همه چیز و در همه موجودات بدست اوست.

 

خدایان جنگجو

 

در راس آنها ایندره قرار دارد و خدای برق و طوفان و رعد است و بوجود

 

آورنده بارنهای سیلابی است که بعد از فصل گرما می آید و خیلی قدیمی است

 

و شخصیت خاص دارد و خدای جنگ بشمار می آید و نزدیک به یک چهارم

 

کتاب ریگ ودا مختص به سرودهایی است که خطاببه اوست و خیلی قوی

 

است و کسی نمی تواند با او بجنگد و بسیار هیکلمند است و اندازۀ او از زمین

 

ده برابر بزرگتر است.و بدلیل خشونت در او ,در ایران تبدیل به دیو میشود و

 

سلاح خاص دارد ونماد برق آسمان است و گاهی مجهز به تیر و کمان است و

 

خاصیت او اژدهاکشی است و اژدهای خشکی را که" ورتر"نام دارد و در

 

کوههای بلند زندگی می کند و مانع عبور آبها می شود را با نوشیدن قدحهای

 

بزرگی ازسومه(هومه) به جنگ با ورتر رفته و اوهمه  موجودات اهریمنی را  با

 

ضربتی به دو نیم می کند.

 

رودرا

 

که در کتاب ودا سرودهای زیادی است و ایزد دو پهلو می باشد و نگران کننده

 

و گاهی کاملاًشیطانی و در دوران بعد به شیوا تبدیل میشود.

 

وایو

 

خدای باد و حامل عطر و بویخوشاست و تحت هیچ نظامی در نمی آید و هیچ

 

چیز را در برابر او قدرت مقابله ندارد.

 

مظاهر طبیعت

 

در راس اینها اوشاس خدای صبح دم است  و دوشیزه جوانی است با جامه

 

سفید که بر فراز گردونه ای می نشیند و اسبهای خال دار او را به هر کجا که

 

بخواهد می برند و بر تختی از زر ناب نشسته و چهار طرف گردونه او از زر ناب

 

است و در یک چشم به هم زدن مسافتهای طولانی را طی می کند.

 

سوریا

 

ويشنو در رابطه با خورشيد و گامهاي بزرگتر دارد و سر تا سر زمين را طي مي

 

كند و جهان را از طي مي كند و جهان را از تاريكي نجات مي دهد

 

يمه در ريگ ودا است و گاهي انسان نخستين است و چون اولين آدم است پس

 

اولين مرده نيز مي باشد و خداي دنياي مردگان است و خواهرش يمي است

 

اگني خداي آتش است و بدون حضور او هيچ دعايي صورت نمي گيرد و هر

 

مراسمي كه صورت مي گرفت نخست به اگني تقديم مي شد و در هر خانه اي

 

كه كانون اگني باشد آن خانه پاك مي باشد و چون تاريكي ها را روشن مي

 

كند كاشف اسرار است و رابط انسان و خدايان است و در هنگام ازدواج نمادي

 

از شوهر روحاني و برادر روحاني داماد بحساب مي آيد.

 

سومه

 

كه نمادي از نوعي نوشيدني است كه نوشيدن آن جزئي از مراسم  آئيني است

 

و از گياهي زرد رنگي بدست مي آيد.

 

آئين جين

 

اين آئين در هندوستان طرفداربسياري پيدا كرد و در حقيقت واكنشي بود در

 

مقابل افكار برهمني كه پيشواي اين مذهب شخصي بود بنام مهاويرا كه فرزند

 

راجه بود و در ناز و نعمت بزرگ شده بود و هنگامي كه به سن سي سالگي

 

رسيد احساس عرفاني به او دست داد و به كشف و شهود رسيد و پيروان زيادي 

 

پيدا مي كند و در اين موقع به نيروانا يا حقيقت كامل مي رسد و از اين مذهب

 

بود كه بعداًآئين بودايي بوجود مي آيد .

 

بزرگ زاده اي از خانواده اشراف كه در ناز و نعمت بزرگ شده يك روز

 

عصيان مي كند و از خانة پدر بيرون مي رود و او سختيهاي بسياري را تحمل مي

 

كند و تا موقعي كه به شهود مي رسد و به علم مطلق دست مي يابد و اسم او را

 

بودا يعني كسي كه به نور علم رسيده و پيروان او بايد پاك دامن باشند و از

 

لذايذ بپرهيزند و حيوانات را آزار ندهند.

 

شمنيزم و فتيش و حيوان پرستي و .... در بين مردم هند ديده مي شود و در

 

قسمتهايي از ايالات هند مردم خدايان كوچكي دارند و از آنها ياري مي جويند

 

و پرستش مي كنند و در كنار اين خدايان در آئين هندو سه خداي مهم ديگر

 

مي باشد كه عبارتند از : برهما كه خداي خلقت و آفريدگار كل است و از دو

 

خداي ديگر كم اهميت تر است و بعد از آفرينش قدرت ديگري ندارد ولي

 

هنديها به او احترام زياد مي گذارند او بشكل پادشاهي است كه چهار سر دارد

 

و مشغول خواندن كتاب وداست و او را سوار بر مرغابي سفيد مي دانند كه

 

رمزي در بزرگي مقام اوست . شيوا كه خداي مرگ و نابود كننده است و يكي

 

از بزركترين خدايان هند او يك حالت پيچيده دارد او خداي كشنده و فنا كننده

 

است قهار و جبار و حتي اگر برگ خشكي از درخت بيفتد معلول قدرت اوست

 

و نام او با فرمانروايي همراه است . مردم هند عقيده داشتند كه او در كوهستان

 

زندگي مي كند و از قله كوهها مي آيد و باعث نابودي مي شود و براي اين 

 

نابود مي كند كه زمينه را براي زنده كردن آمده كند (اين افكار بخاطر آب و

 

هواي هند مي باشددر سرزمين هند نابودي مطلق نيست) .اگر چنين افكار را مو

 

شكافي كنيم مي بينيم كه شيوا خداي بدي نيست بلكه نماد تولد و تناسل است

 

پيرها بايد بروند تا جوانان بيايند و آنرا  بصورت رقص نشان مي دهند كه در

 

روي مجسمه شيطان دروغ و او داراي چها تا بازو است و در يك دست طبل

 

كوچك است و در ديگري شعله فروزان و شكل هلال ماه روي سرش است و

 

چشمي در پيشاني دارد و آب رود گنگ از موهاي او جريان دارد رود گنگ

 

در هند مقدس مي باشد و او را مادر خطاب مي كنند و سرچشمه آن را از

 

آسمان مي دانند و در تمام هند پراكنده مي شود و مهمترين مراسم در كنار رود

 

گنگ مي باشد و شهر بنارس در ساحل اين رود مي باشد و به همين دليل از

 

تمام نقاط هند مقدس تر و معروفتر است و از سر تا پاي وجودش نيروي حيات

 

است و رقص شيوا رمز چرخش زائيدن و مردن است يعني يكي بدنيا مي آيد و

 

با سرعت بسوي مرگ مي رود و چشم پيشاني نشانه قدرت بيشتر اوست و رنگ

 

صورت او كبود است و گردنبندي از مار به گردن دارد و صورت ديگري كه از

 

شيوا نشان مي دهند در حال تفكر است و اطراف او خاكستر است و موهايش

 

پريشان است و به همين دليل او را حامي مرتاض ها مي دانندو بايد مردم نفس

 

خود را بكشند تا به مرتبه بالاتر برسند.او يك همسر دارد با شكلهاي مختلف يا

 

داراي همسرهاي زيادي است كه عبارتند از پارياتي كه كوهنورد 2- اوماكه نور

 

است 3- دورگا كه تصرف ناپذير كه حامي دزدان و راهزنان مي باشد 4- پندي

 

يا وحشي 5-  كالي .

 

در ايالات بنگال فقط يك همسربراي او قائل هستند و او را مادر كل مي دانند و

 

در هند پرستش همسران شيوا خود يك مكتبي را بوجود آورده است .شيوا از

 

پارياتي فرزندي بدنيا مي آورد بنام كانيشا كه سر فيل و پيكر انسان دارد و

 

صورت او در همه معابد ديده مي شود و سنبل نيرومندي است و فرزند ديگر او

 

ناندي است كه در معابد بصورت گاو نمايش داده شده است و در بيرون از

 

معابد گاو بخصوص گاوهاي سفيد آزاد هستند اين خداپشتيبان تمام حيوانات

 

است.و گروهي احترام به گاو را تناسخ مي دانند و گاو رمز عظمت است و در

 

هر جاي قدم گاو محل فرو يك خدا مي دانند.