تبليغاتX
آشنایی با تمدنهای جهان باستان

 

شنبه 24 شهريور 1386

 

هخامنشيان ، معبدي به معني يوناني كلمه نداشته اند. اما جايگاههايي در هواي آزاد و نقاط مرتفع به نام آتشكده و عبادتگاه داشته اند كه ورود به آن براي همه آزاد نبوده است.

ما هنوز هيچيك از اين نقاط مرتفع هخامنشيان را نمي شناسيم. اما آثاري از چند آتشكده سراغ داريم. قديمترين آن كه احتمالاً مقدم بر سلطنت اولين پادشاه پارس بود، همان است كه در نقش رستم ، نزديك تخت جمشيد بوده است.

            

اكنون از آتشكده مزبور ، جز دو آتشگاه مجاور هم ديده نمي شود وقدري بالاتر در بالاي كوه ، هفت آتشگاه ديگر هست كه چهارتاي آن دو به دو قرار گرفته و سه تاي ديگر تك هستند كه احتمال نمي رود به قدمت اوليها بوده باشند. اما به طوري كه كريستين سن مي گويد :

آتش جاودان بايد جايي داشته باشد كه از گزند زمان در امان و محفوظ بماند. و بديهي است كه در آن جا و يا در نزديكي آن آتشكده اي بوده كه دو آتشگاه نامبرده از منضمات آن بوده و آتش لازم براي انجام مراسم عمومي را از آنجا مي آورده اند.

دومين آتشكده هخامنشي بر حسب تاريخ كه اخيراً شناخته شده، آن است كه در پاسارگاد ، پايتخت كوروش بزرگ بوده و از آن جز دو صفه سنگي كه در نزديكي بستر رودخانه واقع شده چيزي باقي نيست و اين پايه هاي آتشگاه ، متعلق به آتشكده اي است كه در فاصله صدمتري آن ساخته شده و اكنون اگر چه از خود آن اثري باقي نيست، دسته كم صفه اي كه ساختمان روي آن قرار داشته ديده مي شود. در ساعات معيني ، آتش توسط مغان به آتشگاهها آورده مي شده زيرا مراسم مربوط مي بايستي در هواي آزاد انجام شود. و بعد از اتمام كار دوباره آن را به آتشكده بر مي گردانده اند. مجموع ساختمان آتشكده و آتشگاههاي مربوط با ديواري كه اثر آن باقي است، محصور بوده است.

اگر سوال شود كه چرا آتشگاهها آنقدر از آتشكده دور بوده اند ، بايد دانست كه محل آتشكده بايد در مرتفع ترين و پاك ترين نقطه و جاي آتشگاه در نزديكي رودخانه باشد . بعلاوه ممكن است انتخاب محل آتشگاه در مجاورت آب كه آتشكده بستگي مخصوصي به آن دارد از لحاظ سهولت به دست آوردن آن باشد ، نه الزام مذهبي . با وجود اين به طوري كه «استرابن» مي گويد: «ايراني ها با شكوه ترين قربانيهاي خود را نسبت به آب و آتش به جا مي آورند.» اگر فرض اخير يعني ترجيح استقرار ساختمانهاي مربوط به آتشكده در مجاورت آب مورد قبول واقع شود، چنين توجيه مي شود كه قربانيها در آن واحد، هم براي آب  و هم براي آتش بوده اند و علت وجود آتشگاههاي دو گانه هم كه آنقدر مورد بحث قرار گرفته همين بوده است.

بقاياي سومين آتشكده در جلگه شوش در چند كيلومتري شهر توسط «ديولافوا» كشف شده است. آن بناي زيبايي است كه تركيبش به وضوح محل اصلي آتش را نشان مي‎دهد كه دو ديوار آن را از هر گونه پليدي يا بي حرمتي حفظ مي كرده است.جلوخان سرپوشيده ستون دار آن كه درجلوي بنا واقع شده با دو محراب محل موعظه و عبادت آتشكده بود و وعاظ در بالاي پلكان مي ايستاده و حضار در حياط جمع مي شده اند. ديولافوا اين ساختمان را به اردشير دوم (358 ـ 424 ق .م) نسبت مي دهد .

توضيح مترجم

آتشگاه كه جايگاه درجه دوم آتش است ، گمان مي كنند جايي است كه پرستندگان براي اداي فرايض ديني در آن اجتماع مي كرده اند وتنها مغان حق ورود به آتشكده اصلي را داشته اند.

 

منبع :

گدار آندره .هنر ايران. ترجمه : دكتر بهروز حبيبي . تهران : مركز چاپ و انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي .چاپ سوم : 1377 .  ص : 189-189.

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:40 |
000.jpg
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 10:9 |

قهوه‏ خانه در ايران

 

 

در قديم در گوشه و كنار شهرهاي ايران و در سر راهها و منزلگاههاي ميان شهري قهوه ‏خانه‏ هايي داير بود. قهوه‏ خانه‏ هاي قديم درون شهري بهترين و جذاب‏ترين اماكن عمومي شهرها براي گذراندن اوقات فراغت بودند. هر يك از آنها معمولاً محل اجتماع و پاتوق گروهي از قشرها و صنفهاي گوناگون بود. قهوه‏ خانه ‏هاي سرراهي يا ميان جاده‏اي كه به آنها چايخانه هم مي‏گفتند، اكثراً سرپناههايي براي استراحت و رفع خستگي مسافران خسته و مانده بين راهي بود. اين قهوه‏خان‏ه ها معمولاً به دسته و صنفي خاص اختصاص نداشتند و مشتريان آنها رهگذراني بودند كه براي نوشيدن چاي و كشيدن قليان و خوردن صبحانه يا ناهار و يا شام به اين قهوه‏خانه‏ ها مي‏رفتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 9:0 |

نشان ملی ایران زمین - شیر و خورشید جاودان

مطالب این قسمت برگفته شده از کتاب "تاریخچه شیر و خورشید" نوشته زنده یاد احمد کسروی است.

تاريخچه تکامل پرچم ايران

تا آنجا که ما میدانیم تا کنون کسی از ایرانیان یا از ایران شناسان اروپا و آمریکا دربارۀ شیر و خورشید و چگونگی پیدایش آن و اینکه از کی و چگونه نشان رسمی دولت ایران شده، تحقیقی از روی دلیل و گواه ننموده است. من از هشت سال پیش توجه بدین موضوع داشته و از یکسوی در کتابها بجستجو پرداخته و از سوی دیگر بگردآوردن سکه های کهنه که در این باره از ابزارهای کار است کوشیده ام و بیاری خدا به نتیجه های سودمندی رسیده ام که اینک برای آگاهی همه بر این صفحه ها مینگارم. شیر و خورشید را ما از کودکی دیده و هر روز چندبار تماشا میکنیم و از اینرو شگفتی آن از دیده ما برخاسته. لیکن هرگاه بیگانه هوشمندی ناگهان آنرا دیده و آگاهی یابد که نشان رسمی دولت ماست در شگفت فرو می رود.

آن کدام شیر است که دم برانگیخته و شمشیر بدست گرفته، خورشید را بر پشت میکشد؟ آیا این شکل همچون شکلهای متولوجی یونان در نتیجه افسانه کهنه ای پیدا شده؟ یا فرزانه ای آنرا بنام رمز و برای اشاره بپاره اندرزهای اجتماعی پدید آورده؟ یا چه مایه و بنیاد دیگری برای پیدایش خود دارد؟ اینها پرسشهایی است که هر بیگانه هوشمند از دیدن شیر و خورشید ما از اندیشه خود گذارنیده و هرگاه بر یکتن ایرانی برخورد، از او نیز می پرسد. اما او چه داند که حقیقت کار بر خود ایرانیان هم پوشیده است.

این عادت همه جا در مردم هست که چون پی به حقیقت چیزی نبردند، دست بدامن افسانه و پندار میزنند. در پیش ایرانیان از اینگونه موضوعها فراوان است که چون راه بحقیقت آنها نیافته اند، برای هرکدام افسانه ای ساخته اند. درباره شیر و خورشید هم این سخن بر سر زبانهاست که شیر نشان ارمنیان و خورشید نشان ایرانیان بوده، و شاه عباس کبیر (صفوی) استقلال ارمنستان را برانداخته و بیادگار این فیروزی خورشید را بر پشت شیر نشانده و این نقش را پدید آورده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 8:54 |

خشکي و کم آبي از يک طرف و وضع کوهستاني، به خصوص شيب مناسب اغلب اراضي فلات ايران از طرف ديگر، موجب گرديد که حفر قنوات و استفاده از آبهاي زير زميني از قديمترين ايام تاريخي مورد توجه خاص ايرانيان قرار گيرد. اگر چه وسايل حفر قنات از هزاران سال پيش تا کنون تغييري نکرده است، مع ذالک ايرانيان با تحمل رنج فراوان موفق شده اند از ده قرن قبل از ميلاد مسيح مساحت زيادي از بيابانهاي بي آب و علف کشور را به مزارع و باغات سرسبز و خرم مبدل سازند و در روزگاري که هنوز تلمبه اختراع نشده بود، جمعيت زيادي از طريق حفر قنوات به کشاورزي مشغول شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 17:50 |